
سر نشتر عشق بر رگ روح زدن یک قطره فو چکید و نامش دل شد
چاکره همه
فقط می تونم بگم دوستون دارم 
کنند.مسکین برهنه به سرما همی رفت . سگان به دنبال وی افتادند. خواست تا سنگی بردارد و سگان
را دفع کند . زمین یخ گرفته بود.عاجز شد. گفت:((این چه حرام زاده مرمان اند سنگ را بسته اند و سک
را گشاده!)). امیر از دور بدید و بشنید و بخندید و گفت :((ای حکیم از من چیزی بخواه .))
گفت جامه ی خود می خواهم اگر انعام می فرمایی.
امیدوار بود آدمی به خیر کسان مرا به خیر تو امید نیست شرمرسان
![]()
![]()
![]()
معامله می کرد و به حبه ای مکاس (چانه زدن)می کرد . بازگشت.
تو را که این همه گفت است و گوی بر درمی
چگونه از تو توقع کند کسی کرمی
خواجه دانست که به کاری آمده است در عقب وی برفت و گفت :((به چه کار آمده ای؟))گفت:((بدانچه
آمده بودم بی فایده بود !))به غلام اشارت کرد صره ای (کیسه ای)هزار دینار به وی داد. مرد را عجب آمد
گفت :((آن چه بود و این چه ؟))گفت :((آن معاملت واین مروت اهمال آن بی مزد و منت است و ام هال
این دور از فتوت))![]()
![]()
![]()
نبود . چون زمانی برفتند و رنج راه در ایشان اثر کرد بر لب آبی نشستند و میان ایشان از برای گرده
مخاصمت رفت . تا آخر الامر بر آن قرار گرفت که هر کدام از ایشان به زاد بیشتر بدین گرده خوردن اولی
تر .گرگ گفت :پیش از آن که خدای تعالی این جهان بیافرید مرا به هفت روز پیش تر مادرم بزاد ! روباه
گفت:راست می گویی من آن شب در آن موضع حاضر بودم و شما را چراغ فرا می داشتم و مادرت را
اعانت می کردم!اشتر چون مقالات گرگ و روباه بر آن گونه شنید گردن دراز کرد و گرده بر گرفت و بخورد
و گفت:هر که مرا بیند به حقیقت داند که از شما بسیار کلان ترم و جهان از شما زیادت دیده ام و بار
بیشتر کشیده ام!![]()
یک دسته گل یاس تقدیم تو باد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
............................................................................................................................
هرگز زندگی را اینقدر جدی نگیرید هیچ کس از آن زنده خارج نخواهد شد!
