یا رب این شمع دل افروز زکاشانه ی کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست
حالیا خانه براندازدل ودین منست
تادرآغوش که می خسبد وهمخانه ی کیست
باده ی لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که وپیمان ده پیمتنه ی کیست![]()
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
باز پرسید خدا را که به پروانه ی کیست
می دهد هرکسش افسونی ومعلوم نشد
که دل نازک او مایل افسا نه ی کیست
یارب آن شاهوش ماهرخ زهره جبین
دریکتای که وگوهر یکدانه ی کیست
گفتم آه از دل دیوانه ی حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه ی کیست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 9:4  توسط امیدباکلاس؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
